ترجمه "extravagant" به فارسی

ولخرج, مسرف, افراطی بهترین ترجمه های "extravagant" به فارسی هستند.

extravagant adjective دستور زبان

extreme [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ولخرج

    adjective

    gavel raps i mean, extravagant do i look extravagant

    يعني ميگم ؛ ولخرج آخه من شكل ولخرجام

  • مسرف

    adjective
  • افراطی

    No, my father doesn't believe in wasting money on extravagant office settings.

    نه ، بابام اعتقادی به هدر دادن پول روی ظاهر افراطی دفتر نداره

  • ترجمه های کمتر

    • گزاف
    • بیشرو
    • فزونکار
    • پرپشت
    • گزافکار
    • گزافکارانه
    • مسرفانه
    • (به طور نامعقول) گران
    • (در اصل) از مرز تجاوز کردن
    • از حد گذشتن
    • اسراف آمیز
    • افراط آمیز
    • باد دست
    • بی هدف گشتن
    • جلف و پر زرق و برق
    • دست ودلباز
    • عاری از تکلف
    • فزون رو
    • فیض بخش
    • هرزگسار(انه)
    • ول گشتن
    • پر تجمل
    • پر ریخت و پاش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " extravagant " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "extravagant"

عباراتی شبیه به "extravagant" با ترجمه به فارسی

  • هزینه های افراطی
  • (نادر) · افراط کردن · تجاوز کردن · زیاده روی کردن · فزونگساری کردن · مرزشکنی کردن · ول گشتن · گزافکاری کردن · گم گشتن
  • اسراف · افراط · باد دستی · تندروی · ریخت و پاش · زیاده روی · فزون روی · فزون گساری · فزونکاری · هرزگساری (extravagancy هم می گویند) · ولخرجی · چیز تجملی · گزافکاری
اضافه کردن

ترجمه های "extravagant" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه