ترجمه "extravagate" به فارسی

(نادر), افراط کردن, تجاوز کردن بهترین ترجمه های "extravagate" به فارسی هستند.

extravagate verb دستور زبان

To wander beyond the limits. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (نادر)

  • افراط کردن

  • تجاوز کردن

  • ترجمه های کمتر

    • زیاده روی کردن
    • فزونگساری کردن
    • مرزشکنی کردن
    • ول گشتن
    • گزافکاری کردن
    • گم گشتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " extravagate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "extravagate" با ترجمه به فارسی

  • هزینه های افراطی
  • (به طور نامعقول) گران · (در اصل) از مرز تجاوز کردن · از حد گذشتن · اسراف آمیز · افراط آمیز · افراطی · باد دست · بی هدف گشتن · بیشرو · جلف و پر زرق و برق · دست ودلباز · عاری از تکلف · فزون رو · فزونکار · فیض بخش · مسرف · مسرفانه · هرزگسار(انه) · ول گشتن · ولخرج · پر تجمل · پر ریخت و پاش · پرپشت · گزاف · گزافکار · گزافکارانه
  • اسراف · افراط · باد دستی · تندروی · ریخت و پاش · زیاده روی · فزون روی · فزون گساری · فزونکاری · هرزگساری (extravagancy هم می گویند) · ولخرجی · چیز تجملی · گزافکاری
  • (به طور نامعقول) گران · (در اصل) از مرز تجاوز کردن · از حد گذشتن · اسراف آمیز · افراط آمیز · افراطی · باد دست · بی هدف گشتن · بیشرو · جلف و پر زرق و برق · دست ودلباز · عاری از تکلف · فزون رو · فزونکار · فیض بخش · مسرف · مسرفانه · هرزگسار(انه) · ول گشتن · ولخرج · پر تجمل · پر ریخت و پاش · پرپشت · گزاف · گزافکار · گزافکارانه
اضافه کردن

ترجمه های "extravagate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه