ترجمه "extreme" به فارسی
مفرط, شدت, شور بهترین ترجمه های "extreme" به فارسی هستند.
extreme
adjective
noun
adverb
دستور زبان
Of a place, the most remote, farthest or outermost. [..]
-
مفرط
So you're really going to see an extreme segregation going on
کاملاً مشخصه که یک جدایی مفرط درحال انجامه
-
شدت
I really want to trust you. You're making it extremely difficult.
من واقعاً مي خوام که بهت اعتماد کنم ، اما موضوع داره به شدت سخت ميشه.
-
شور
adjective nounNow Peter goes to the other extreme!
حال رفتار شور پِطْرُس به بینمکی تبدیل میشود.
-
ترجمه های کمتر
- بیشترین
- انتها
- استرین
- اکستریم
- بنال
- بنالی
- بیشترینه
- بیشینه
- تندوتیزی
- فزونگرای
- فزونگرایانه
- فزونین
- ناروال
- نامعتدل
- گزافگرای
- گزافگرایانه
- اشد
- اقصی
- منتهی الیه، دور ترین نقطه، اقصی نقطه/نقاط
- فرجامی
- گزافه
- دورترین
- حدت
- پایانی
- غیرعادی
- حداکثر
- (اندیشه و سیاست و غیره) افراطی
- (ریاضی) فرین
- (قدیمی) نهایی
- - ترین
- افراط آمیز
- تند و تیز
- حد غایی
- شدید (ترین)
- غیر متعارفی
- منتهی الیه
- گزافکار (انه)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " extreme " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "extreme"
عباراتی شبیه به "extreme" با ترجمه به فارسی
-
نقطه حدی
-
نقاط غایی مجاور
-
تلسکوپ بسیار بزرگ
-
افراط · زیادی · غایت
-
مقاومت به دما · مقاومت به فزونيهاي دما
-
فقر مطلق
-
ورزشهای مخاطرهآمیز
-
(رادیو) بسامد بسیار زیاد (بین 00003 و 000003 مگا هرتز)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن