ترجمه "extremeness" به فارسی
افراط, غایت, زیادی بهترین ترجمه های "extremeness" به فارسی هستند.
extremeness
noun
دستور زبان
the degree or property of being extreme [..]
-
افراط
But the princess saw that her daughter was rushing into extremes, and so indeed she told her.
اما شاهزاده خانم میدید که دخترش به راه افراط میرود و در این خصوص با وی بحث میکرد.
-
غایت
The joys he had had of it tasted insipid in the extreme.
احساس شادیاش از آن به غایت بیمزه بود.
-
زیادی
The rescue would take time and extreme caution.
نجات زمانبر بود و باید احتیاط زیادی می شد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " extremeness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "extremeness" با ترجمه به فارسی
-
نقطه حدی
-
نقاط غایی مجاور
-
تلسکوپ بسیار بزرگ
-
(اندیشه و سیاست و غیره) افراطی · (ریاضی) فرین · (قدیمی) نهایی · - ترین · استرین · اشد · افراط آمیز · اقصی · انتها · اکستریم · بنال · بنالی · بیشترین · بیشترینه · بیشینه · تند و تیز · تندوتیزی · حد غایی · حداکثر · حدت · دورترین · شدت · شدید (ترین) · شور · غیر متعارفی · غیرعادی · فرجامی · فزونگرای · فزونگرایانه · فزونین · مفرط · منتهی الیه · منتهی الیه، دور ترین نقطه، اقصی نقطه/نقاط · ناروال · نامعتدل · پایانی · گزافه · گزافکار (انه) · گزافگرای · گزافگرایانه
-
مقاومت به دما · مقاومت به فزونيهاي دما
-
فقر مطلق
-
ورزشهای مخاطرهآمیز
-
(رادیو) بسامد بسیار زیاد (بین 00003 و 000003 مگا هرتز)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن