ترجمه "extricable" به فارسی

دراوردنی, رهاشدنی, رهانیدنی بهترین ترجمه های "extricable" به فارسی هستند.

extricable adjective دستور زبان

able to be extricated [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دراوردنی

  • رهاشدنی

  • رهانیدنی

  • رهاکردنی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " extricable " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "extricable" با ترجمه به فارسی

  • (با: from) درآوردن (از گرفتاری یا خجالت یا اشکال) · حل کردن · خلاص کردن · رها کردن · رها کردن (از بند و غیره)
  • خروج · رهاسازی · رهایی
  • خود را از چيزي رهانيدن
  • خروج · رهاسازی · رهایی
  • خروج · رهاسازی · رهایی
اضافه کردن

ترجمه های "extricable" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه