ترجمه "extrinsic" به فارسی

خارجی, برونزاد, برونچهری بهترین ترجمه های "extrinsic" به فارسی هستند.

extrinsic adjective دستور زبان

external, separable from the thing itself, inessential [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خارجی

    noun

    So a lot of it tends to be extrinsic.

    بنابراین خیلی از اونها گرایش به زیبایی خارجی دارند.

  • برونزاد

  • برونچهری

  • ترجمه های کمتر

    • برونی
    • برونین
    • نابایسته
    • صوری
    • عرضی
    • (موجود در خارج یا فعال از بیرون به درون)برون به درون
    • برون خیز (در برابر: درونخیز intrinsic)
    • رجوع شود به extraneous
    • غیر اساسی
    • غیر اصلی
    • غیر ضروری
    • نامربوط (در برابر: ذاتی inherent)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " extrinsic " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "extrinsic" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "extrinsic" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه