ترجمه "extrinsically" به فارسی
ازبیرون, ازخارج, بطورعارضی بهترین ترجمه های "extrinsically" به فارسی هستند.
extrinsically
adverb
دستور زبان
In an extrinsic manner [..]
-
ازبیرون
-
ازخارج
-
بطورعارضی
-
بطورغیرذاتی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " extrinsically " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "extrinsically" با ترجمه به فارسی
-
انگیزش بیرونی
-
نیمهرسانای غیرذاتی
-
(موجود در خارج یا فعال از بیرون به درون)برون به درون · برون خیز (در برابر: درونخیز intrinsic) · برونزاد · برونچهری · برونی · برونین · خارجی · رجوع شود به extraneous · صوری · عرضی · غیر اساسی · غیر اصلی · غیر ضروری · نابایسته · نامربوط (در برابر: ذاتی inherent)
-
ویتامین B12
-
پاداش های خارجی · یادداشتهای بیرونی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن