ترجمه "extrovert" به فارسی
برونگرای, (روان شناسی) برونگرا (در برابر: درونگرا introvert), برون گرا بهترین ترجمه های "extrovert" به فارسی هستند.
extrovert
adjective
noun
دستور زبان
One who is outgoing; sociable or concerned with outer affairs. [..]
-
برونگرای
adjective nounAnd a real extrovert came in beside me — not right in my cubicle,
یک برونگرای واقعی همراه من داخل آمد — البته نه دقیقا به اتاقک من
-
(روان شناسی) برونگرا (در برابر: درونگرا introvert)
-
برون گرا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " extrovert " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Extrovert
-
برونگرا
This usually happens with extroverts, who find great comfort in babbling to reduce tension.
این مورد معمولاً در افراد برونگرا رخ می دهد ؛ کسانی که برای کاهش استرس پرگویی می کنند
عباراتی شبیه به "extrovert" با ترجمه به فارسی
-
(روان شناسی) برونگرا شده · برونگرا · برونگرای · درشرف
-
برونگرای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن