ترجمه "extrusive" به فارسی
ورقلمبیده, (زمین شناسی) خروجی, برون رانده بهترین ترجمه های "extrusive" به فارسی هستند.
extrusive
adjective
noun
دستور زبان
Jutting out; extruding. [..]
-
ورقلمبیده
-
(زمین شناسی) خروجی
-
برون رانده
-
ترجمه های کمتر
- برون راندی
- برون پریده
- بیرون زده
- دفع شده
- متمایل به بیرون زدن یا ورقلمبیدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " extrusive " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "extrusive" با ترجمه به فارسی
-
آشپزی روزنرانی
-
اکسترود دوتایی
-
هد برون ریز
-
اخراج · امتیاز · اکستروژن · برآمدگی · برجستگی · بیرون افتادگی · بیرون امدگی · بیرون اندازی · تورم · روزنرانی · شکلدهی با فشار · ضربت · قوز · ورم · کوهان
-
اخراج · امتیاز · اکستروژن · برآمدگی · برجستگی · بیرون افتادگی · بیرون امدگی · بیرون اندازی · تورم · روزنرانی · شکلدهی با فشار · ضربت · قوز · ورم · کوهان
-
اخراج · امتیاز · اکستروژن · برآمدگی · برجستگی · بیرون افتادگی · بیرون امدگی · بیرون اندازی · تورم · روزنرانی · شکلدهی با فشار · ضربت · قوز · ورم · کوهان
-
اخراج · امتیاز · اکستروژن · برآمدگی · برجستگی · بیرون افتادگی · بیرون امدگی · بیرون اندازی · تورم · روزنرانی · شکلدهی با فشار · ضربت · قوز · ورم · کوهان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن