ترجمه "exudation" به فارسی

تراوش, ترشح, پراش بهترین ترجمه های "exudation" به فارسی هستند.

exudation noun دستور زبان

the act of exuding [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تراوش

    noun
  • ترشح

    noun
  • پراش

  • ترجمه های کمتر

    • پشنگ
    • ژف
    • (هر چیز تراویده مانند عرق بدن و غیره) تراوه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " exudation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "exudation" با ترجمه به فارسی

  • ترازهشها · تراوهها
  • بیرون دادن · تراوش · تراوش کردن · تراوه · ماده ی تراویده · ماده ی مترشحه
  • تراوشی · ترشحی
  • (از سوراخ یا بریدگی به بیرون تراویدن مثل عرق بدن) تراویدن · (بو) دادن · (بو) متصاعد کردن · از خود نشان دادن · اشپیختن · افشاندن · بیرون دادن · تراواندن · تراوش کردن · ترشح کردن · ساطع کردن · فرایاز کردن
  • گوشت پی.اس.ای
  • تراوشات ريشه
اضافه کردن

ترجمه های "exudation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه