ترجمه "exuberant" به فارسی
فراوان, پرپشت, فزون بهترین ترجمه های "exuberant" به فارسی هستند.
exuberant
adjective
دستور زبان
(of people) Very high-spirited; extremely energetic or enthusiastic. [..]
-
فراوان
adjective -
پرپشت
adjective -
فزون
-
ترجمه های کمتر
- خرم
- سرزنده
- سرشار
- بارآور
- برومند
- پرحاصل
- گزافکارانه
- پربار
- انبوه
- زیاده
- شدید
- (بیش از حد) پیچیده و پر نقش و نگار
- افراط آمیز
- بسیار زیاد
- بیش از حد
- سالم و سرحال
- شاد و خرم
- فزون آراسته
- فزون آرای
- فیض بخش
- پر شاخ و برگ
- پرتصنع و تکلف
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " exuberant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "exuberant" با ترجمه به فارسی
-
انبوهی · جدیت · خرمی · سرزندگی · شور · غیرت · نشاط (exuberancy هم می گویند) · پر شاخ و برگی · پرپشتی
-
(نادر) فراوان بودن · افاضه شدن · انبوه بودن · برومند بودن · شادی کردن · لبریز بودن · وجد کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن