ترجمه "exultance" به فارسی
خوشی ترجمه "exultance" به فارسی است.
exultance
noun
دستور زبان
exultation [..]
-
خوشی
nounand need never marry anybody, and she had felt an enormous exultation.
و هرگز ناچار نبود با کسی ازدواج کند و خوشی زیادی احساس کرده بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " exultance " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "exultance" با ترجمه به فارسی
-
حاکی از پیروزی · شاد · فاتحانه · فریاد پیروزی · مغرور · منصور
-
حاکی از پیروزی · شاد · شاد و سرمست · شورمند · فاتحانه · فریاد پیروزی · مغرور · منصور · پرشور و شعف · پیروزمند
-
(از شادی) در پوست خود نگنجیدن · (مهجور) جست و خیز کردن (به ویژه از زور شادی) · افاضه شدن · به شور و شعف آمدن · شادی کردن · شورمند شدن · لبریز بودن · وجد کردن
-
شادمانی · شور و شعف · وجد · پیروز حالی · پیروزمندی (exultance و exultancy هم می گویند)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن