ترجمه "exultation" به فارسی
شادمانی, وجد, شور و شعف بهترین ترجمه های "exultation" به فارسی هستند.
exultation
noun
دستور زبان
The act of exulting; lively joy at success or victory, or at any advantage gained; rapturous delight; triumph. [..]
-
شادمانی
nounWith exultation you people will be certain to draw water out of the springs of salvation.”
بنابراین با شادمانی از چشمههای نجات آب خواهید کشید.»
-
وجد
Now she exults over her sons, for they are, in a spiritual sense, unconquerable.
«اورشلیم بالا» حال به خاطر پسرانش به وجد آمده است زیرا آنان از لحاظ روحانی مغلوب نمیشوند.
-
شور و شعف
-
ترجمه های کمتر
- پیروز حالی
- پیروزمندی (exultance و exultancy هم می گویند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " exultation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "exultation" با ترجمه به فارسی
-
حاکی از پیروزی · شاد · فاتحانه · فریاد پیروزی · مغرور · منصور
-
حاکی از پیروزی · شاد · شاد و سرمست · شورمند · فاتحانه · فریاد پیروزی · مغرور · منصور · پرشور و شعف · پیروزمند
-
(از شادی) در پوست خود نگنجیدن · (مهجور) جست و خیز کردن (به ویژه از زور شادی) · افاضه شدن · به شور و شعف آمدن · شادی کردن · شورمند شدن · لبریز بودن · وجد کردن
-
خوشی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن