ترجمه "exultant" به فارسی
شاد, شورمند, فاتحانه بهترین ترجمه های "exultant" به فارسی هستند.
exultant
adjective
very happy, especially at someone else's defeat or failure. [..]
-
شاد
adjectiveWhat reason do we have for exulting in Jehovah’s reminders?
چه دلایلی داریم که از یادآوریهای یَهُوَه شاد شویم؟
-
شورمند
-
فاتحانه
adjective
-
ترجمه های کمتر
- منصور
- پیروزمند
- مغرور
- حاکی از پیروزی
- شاد و سرمست
- فریاد پیروزی
- پرشور و شعف
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " exultant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "exultant" با ترجمه به فارسی
-
حاکی از پیروزی · شاد · فاتحانه · فریاد پیروزی · مغرور · منصور
-
(از شادی) در پوست خود نگنجیدن · (مهجور) جست و خیز کردن (به ویژه از زور شادی) · افاضه شدن · به شور و شعف آمدن · شادی کردن · شورمند شدن · لبریز بودن · وجد کردن
-
خوشی
-
شادمانی · شور و شعف · وجد · پیروز حالی · پیروزمندی (exultance و exultancy هم می گویند)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن