ترجمه "extrude" به فارسی

ورقلمباندن, ورقلمبیدن, (از پرس سیم سازی یا الیاف سازی) گذراندن بهترین ترجمه های "extrude" به فارسی هستند.

extrude verb دستور زبان

To push or thrust out. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ورقلمباندن

  • ورقلمبیدن

  • (از پرس سیم سازی یا الیاف سازی) گذراندن

  • ترجمه های کمتر

    • (با فشار) خارج کردن
    • (فلز کاری و پلاستیک سازی - عبور دادن فلز یا پلاستیک داغ از یک سوراخ شکل دار برای ساختن الیاف و سیم و غیره) روزن رانی کردن
    • برون افکندن
    • برون راندن
    • برون پراندن
    • برون پریدن
    • بیرون آمدن
    • بیرون دادن
    • بیرون زدن
    • دفع کردن
    • رد کردن (از میان حدیده یا قالب) (با: کشیدن یا draw فرق دارد)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " extrude " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "extrude" با ترجمه به فارسی

  • دستگاههاي روزنراني
اضافه کردن

ترجمه های "extrude" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه