ترجمه "extremism" به فارسی

افراط گرایی, گزافگویی, افراط کاری بهترین ترجمه های "extremism" به فارسی هستند.

extremism noun دستور زبان

extreme ideas or actions [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • افراط گرایی

    noun

    which was asked by Kofi Annan to diagnose the causes of extremism,

    كه توسط كوفی عنان درخواست شد كه علل افراط گرایی را بررسی كند،

  • گزافگویی

  • افراط کاری

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • افراطی بودن (به ویژه در امور سیاسی)
    • افراطی گری
    • عقیده افراطی
    • پی فراخی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " extremism " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "extremism" با ترجمه به فارسی

  • نقطه حدی
  • نقاط غایی مجاور
  • تلسکوپ بسیار بزرگ
  • (اندیشه و سیاست و غیره) افراطی · (ریاضی) فرین · (قدیمی) نهایی · - ترین · استرین · اشد · افراط آمیز · اقصی · انتها · اکستریم · بنال · بنالی · بیشترین · بیشترینه · بیشینه · تند و تیز · تندوتیزی · حد غایی · حداکثر · حدت · دورترین · شدت · شدید (ترین) · شور · غیر متعارفی · غیرعادی · فرجامی · فزونگرای · فزونگرایانه · فزونین · مفرط · منتهی الیه · منتهی الیه، دور ترین نقطه، اقصی نقطه/نقاط · ناروال · نامعتدل · پایانی · گزافه · گزافکار (انه) · گزافگرای · گزافگرایانه
  • افراط · زیادی · غایت
  • مقاومت به دما · مقاومت به فزونيهاي دما
  • فقر مطلق
  • ورزشهای مخاطرهآمیز
اضافه کردن

ترجمه های "extremism" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه