ترجمه "eyeglass" به فارسی
عینک, چشمیار, (جمع) عینک بهترین ترجمه های "eyeglass" به فارسی هستند.
eyeglass
noun
دستور زبان
a lens, especially one of a pair [..]
-
عینک
nounHe also had on a white Scottish cap and removable dark lenses over his perpetual eyeglasses for myopia.
یک کلاه بِره اسکاتلندی سفید هم بر سر داشت، با شیشههایی تیره رنگ به روی عینک نزدیکبین همیشگیاش.
-
چشمیار
-
(جمع) عینک
-
ترجمه های کمتر
- عدسی عینک
- عدسی چشمی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " eyeglass " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "eyeglass" با ترجمه به فارسی
-
عینک · مشخصات
-
عینک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن