ترجمه "eyelash" به فارسی

مژه, مژگان, تسمه بهترین ترجمه های "eyelash" به فارسی هستند.

eyelash noun دستور زبان

One of the hairs which grow along the edge of eyelids. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مژه

    noun

    hair growing on the edge of an eyelid [..]

    Okay, for the final touch, this is an eyelash curler.

    خيلي خب ، براي اخرين مرحله ، اين فر مژه است.

  • مژگان

    noun

    while an occasional squall of sleet or snow would all but congeal his very eyelashes together.

    در حالی که گاه موجی از برف یا یخ چیزی نمیماند که مژگان او را به هم ببندد.

  • تسمه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • تازیانه
    • شلاق
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " eyelash " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "eyelash"

عباراتی شبیه به "eyelash" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "eyelash" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه