ترجمه "fade" به فارسی

پژمرده شدن, پژمردن, گذشتن بهترین ترجمه های "fade" به فارسی هستند.

fade adjective verb noun دستور زبان

(archaic) Weak; insipid; tasteless; commonplace. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پژمرده شدن

    verb
  • پژمردن

    verb

    the poets sang beautifully how roses fade and petals fall.

    شاعران به زیبایی از پژمردن گلهای سرخ و فروریختن گلبرگها سخن میگفتند.

  • گذشتن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • برش
    • (ترمز اتومبیل و غیره) بریدن
    • (در مورد رنگ پارچه و فرش و غیره) پریدن
    • (رنگ)پریدگی
    • (صدای رادیو و تصویر تلویزیون و غیره) ضعیف و قوی شدن
    • (کم کم) از بین رفتن
    • بسرعت گذشتن
    • زایل کردن یا شدن
    • فید (مهندسی صدا)
    • محو شدن
    • محو شدگی
    • ناپدید شدن
    • نوسان کردن
    • پلاسیده شدن
    • کار نکردن
    • کم رنگ شدن
    • کم رنگ شدگی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fade " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Fade

An option that allows the user to specify the degree of transparency of an image.

+ اضافه کردن

"Fade" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Fade در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "fade" با ترجمه به فارسی

  • (صدا) کم کم بلند شدن · (فیلم و رادیو و تلویزیون) کم کم ظاهر شدن · به تدریج روشن شدن
  • (صدا) کم کم کوتاه شدن · (فیلم و رادیو و تلویزیون) کم کم محو شدن · از شدت افتادن · به تدریج تاریک شدن · کم کم از میان رفتن · کم کم ناپدید شدن
  • تضعیف · زوال · محو · محو سازی · محو شدگی · میرایی
  • بور، رنگ باخته، رنگ پریده، به سفیدی گرائیده · رقیق · پژمرده
  • تضعیف · زوال · محو · محو سازی · محو شدگی · میرایی
  • تضعیف · زوال · محو · محو سازی · محو شدگی · میرایی
اضافه کردن

ترجمه های "fade" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه