ترجمه "fagot" به فارسی
دسته, هیمه, ساحره بهترین ترجمه های "fagot" به فارسی هستند.
fagot
verb
noun
دستور زبان
A bundle of sticks, twigs or small tree branches bound together, usually with two bands or withes, while a bavin has only one. [..]
-
دسته
nounOffensive term for an openly, often effeminate, homosexual man.
-
هیمه
-
ساحره
noun
-
ترجمه های کمتر
- سیگار
- پری
- جن
- (توده یاقلمبه ی آهن که پس از حرارت دادن نورد می شود و تبدیل به شمش یا مفتول می گردد) آهن خام
- (دوزندگی) بخیه ی زینتی زدن
- (فلزکاری) آهن بسته بندی شده
- (هیزم و آهن) بسته بندی کردن
- حاشیه دوزی
- دسته کردن
- دسته ی هیزم
- دسته ی چوب (برای سوزاندن در بخاری و غیره)
- ریش ریش کردن پارچه
- یک بسته هیزم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fagot " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fagot" با ترجمه به فارسی
-
(دوزندگی) بخیه ی زینتی · حاشیه دوزی · ریش ریش سازی تزئینی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن