ترجمه "fagoting" به فارسی
(دوزندگی) بخیه ی زینتی, حاشیه دوزی, ریش ریش سازی تزئینی بهترین ترجمه های "fagoting" به فارسی هستند.
fagoting
noun
verb
دستور زبان
A decoration of a fabric achieved by removing threads and tying others into bunches [..]
-
(دوزندگی) بخیه ی زینتی
-
حاشیه دوزی
-
ریش ریش سازی تزئینی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fagoting " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fagoting" با ترجمه به فارسی
-
(توده یاقلمبه ی آهن که پس از حرارت دادن نورد می شود و تبدیل به شمش یا مفتول می گردد) آهن خام · (دوزندگی) بخیه ی زینتی زدن · (فلزکاری) آهن بسته بندی شده · (هیزم و آهن) بسته بندی کردن · جن · حاشیه دوزی · دسته · دسته کردن · دسته ی هیزم · دسته ی چوب (برای سوزاندن در بخاری و غیره) · ریش ریش کردن پارچه · ساحره · سیگار · هیمه · پری · یک بسته هیزم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن