ترجمه "faithlessness" به فارسی
خیانت, بی اعتقادی, بی ایمانی بهترین ترجمه های "faithlessness" به فارسی هستند.
faithlessness
noun
دستور زبان
The quality of being faithless [..]
-
خیانت
nounI even tried to forgive his faithlessness; but he understood nothing.
حتی حاضر بودم خیانت او را نیز تحمل کنم اما او هیچ نفهمید.
-
بی اعتقادی
-
بی ایمانی
Like the faithless heathens who now occupy Otranto.
شدیم مثل کافران بی ایمانی که الان اوترانتو رو اشغال کردن
-
ترجمه های کمتر
- بی وفایی
- عدم ثبات
- پیمان شکنی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " faithlessness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "faithlessness" با ترجمه به فارسی
-
اوستام ناپذیر · بی ایمان · بی دین · بی وفا · خائن · عهدشکن · غیرقابل اعتماد · غیرمعتقد · ناباور · نابکار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن