ترجمه "fakir" به فارسی
فقیر, درویش, مرتاض بهترین ترجمه های "fakir" به فارسی هستند.
fakir
noun
دستور زبان
(Islam) A faqir. [..]
-
فقیر
adjective nounascetic mendicant
-
درویش
adjective noun -
مرتاض
-
ترجمه های کمتر
- گدا
- (از ریشه ی عربی)
- (به ویژه در هند) گدای دوره گرد
- (عضوبرخی از فرقه های مسلمان که کارشان تکدی است) درویش
- دریوزه گر (fakeer هم می نویسند)
- زاهد هندو
- فقیر (که تردستی یا مار بازی هم می کند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fakir " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن