ترجمه "falafel" به فارسی
فلافل, طعمیه, (از ریشه ی عربی : فلافل) شامی (با آرد نخودچی) بهترین ترجمه های "falafel" به فارسی هستند.
falafel
noun
دستور زبان
(uncountable) A Middle Eastern food in the form of balls made from chickpeas and other ingredients. Often served in a pita. [..]
-
فلافل
nounMiddle Eastern food [..]
Oh, oh, bad smell, like someone hooked up with a falafel.
. اوه چه بوي بدي ، مثل اينکه يکي فلافل زياد خورده.
-
طعمیه
Middle Eastern food
-
(از ریشه ی عربی : فلافل) شامی (با آرد نخودچی)
-
ساندویچ ساخته شده با این شامی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " falafel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "falafel"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن