ترجمه "fallacy" به فارسی
غلط, مغالطه, سفسطه بهترین ترجمه های "fallacy" به فارسی هستند.
fallacy
noun
دستور زبان
Deceptive or false appearance; deceitfulness; that which misleads the eye or the mind; deception. [..]
-
غلط
adjectivewho spread fallacious stories about us.
داستانهای غلط در مورد ما را اشاعه میدهند.
-
مغالطه
argument that uses faulty reasoning [..]
-
سفسطه
is, in fact, complete fallacy; there's no such thing.
در واقع، کاملا سفسطه اميز است، همچین چیزی وجود ندارد.
-
ترجمه های کمتر
- استدلال غلط
- رمژک
- دژفرنود
- لغزش
- اشتباه
- اعتقاد نادرست
- باور غلط
- رمژک اندیشی
- سفسطه، استدلال نادرست
- قیاس کاذب
- وهم اندیشی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fallacy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fallacy" با ترجمه به فارسی
-
آمبليسيوس فالاسيس
-
فریبندگی
-
آمبليسيوس فالاسيس · نئوسیولوس فالاسیس
-
بطورسفسطه امیز · بطورفریبنده
-
(ادبیات) انتساب ویژگی های انسانی به موجودات بی جان (مثلا: دریای خشمگین the angry sea و یا: پنجره ی ظالم a cruel window)
-
خطای مقایسه
-
مغالطه طبیعتگرایانه
-
مغالطه همبستگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن