ترجمه "fallen" به فارسی
(اسم مفعول فعل fall) افتاده, (زن) خراب, (شهر) گشوده شده بهترین ترجمه های "fallen" به فارسی هستند.
fallen
adjective
noun
verb
دستور زبان
Past participle of fall [..]
-
(اسم مفعول فعل fall) افتاده
-
(زن) خراب
-
(شهر) گشوده شده
-
ترجمه های کمتر
- از میان رفته
- از پای درآمده
- افتاده
- بر روی زمین
- برافتاده
- بی آبرو (شده)
- تسخیر شده
- تنزل یافته
- خراب (شده)
- دراز به دراز
- دراز کشیده
- ریخته
- شهید جنگی
- فتح شده
- فروافتاده
- فروزینه (شده)
- مرده
- مقتول
- منقرض
- ویران (شده)
- پست (شده)
- کشته شده
- گرفته شده (به زور)
- گمراه شده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fallen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Fallen
Fallen (film)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Fallen" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Fallen در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "fallen" با ترجمه به فارسی
-
رانده شده
-
به خون غلطیده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن