ترجمه "fallibly" به فارسی
بطورجایزالخطاا, باداشتن استعدادخطاکاری بهترین ترجمه های "fallibly" به فارسی هستند.
fallibly
adverb
دستور زبان
In a fallible manner [..]
-
بطورجایزالخطاا
-
باداشتن استعدادخطاکاری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fallibly " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fallibly" با ترجمه به فارسی
-
استعدادخطاکردن · امادگی برای خطاکردن · گول خوری
-
بی مایه · جایز الخطا · جایزالخطا · خطاپذیر · دارای احتمال اشتباه · رمژک انگیز · رمژک پذیر · زودگذر · غیردقیق · لغزش پذیر · ناتمام · ناقص · ناکامل · نحیف
اضافه کردن مثال
اضافه کردن