ترجمه "falling off" به فارسی

دوره رخوت, زمین باتلاقی, کاهش فعالیت بهترین ترجمه های "falling off" به فارسی هستند.

falling off verb noun

Present participle of fall off. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دوره رخوت

    noun
  • زمین باتلاقی

    noun
  • کاهش فعالیت

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " falling off " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "falling off" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "falling off" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه