ترجمه "falling-out" به فارسی

دعوا, عدم توافق, مشاجره بهترین ترجمه های "falling-out" به فارسی هستند.

falling-out noun دستور زبان

A rift between people or groups, often following a disagreement or quarrel [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دعوا

    We ain't going to fall out over a little thing like this, are we?

    ما که نمی خوایم به خاطر این چیز ای کوچ یک با هم دعوا کنیم، ها؟

  • عدم توافق

  • مشاجره

    noun

    Oh, well, I had a little falling out with my roommate.

    خب ، يه مشاجره کوچيک با هم خونه ايم داشتم.

  • ناهمسازی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " falling-out " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "falling-out" با ترجمه به فارسی

  • باران راديواكتيو
  • به انجام رسیدن · خطور کردن
  • تجزیه · نزاع
  • باران راديواكتيو
  • به انجام رسیدن · خطور کردن
اضافه کردن

ترجمه های "falling-out" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه