ترجمه "falloff" به فارسی

انحطاط, کاستگی, زوال بهترین ترجمه های "falloff" به فارسی هستند.

falloff noun دستور زبان

A reduction or decline. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • انحطاط

  • کاستگی

  • زوال

  • ترجمه های کمتر

    • نزول
    • افت
    • دوره رخوت
    • زمین باتلاقی
    • کاهش فعالیت
    • کم شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " falloff " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "falloff" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه