ترجمه "fallow" به فارسی

آیش, ایش, آیشی بهترین ترجمه های "fallow" به فارسی هستند.

fallow adjective verb noun دستور زبان

(agriculture, uncountable) Ground ploughed and harrowed but left unseeded for one year. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آیش

    noun

    The growing of crops in succession without seasonal fallowing

    رشد محصول همراه به طور متوالی بدون آیش فصلی

  • ایش

    adjective noun
  • آیشی

    And most of those seeds will fall on fallow planets.

    و بیشتر آن بذرها روی سیّارههای آیشی میافتند.

  • ترجمه های کمتر

    • (کشاورزی) آیش کردن
    • آيش باير
    • آيش سبز
    • آیش دادن
    • زرد (مایل به قهوه ای)
    • زمین آیش شده (زمینی که شخم می کنند ولی یکسال نمی کارند تا قوت بگیرد)
    • کشت نشده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fallow " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fallow" با ترجمه به فارسی

  • آیشبندی بوتهای
  • آيشبندي · نظامهای آیش
  • آيش باير · آيش سبز · آیش
  • گوزن زرد اروپایی
  • آيشبندي · نظامهای آیش
  • گوزن زرد ایرانی
  • (جانور شناسی) آهوی حنایی (Dama dama - ریزه و بومی اروپا) · آهوی حنایی · آهوی زرد · داما داما · گوزن زرد · گوزن زرد اروپایی
  • آيش باير · آيش سبز · آیش
اضافه کردن

ترجمه های "fallow" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه