ترجمه "fallowing" به فارسی
آيشبندي, نظامهای آیش بهترین ترجمه های "fallowing" به فارسی هستند.
fallowing
noun
verb
دستور زبان
Present participle of fallow. [..]
-
آيشبندي
-
نظامهای آیش
Intensive fallow systems with bush as the fallow vegetation
نظامهای آیش متراکم با بوتهها به عنوان پوشش گیاهی آیش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fallowing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fallowing" با ترجمه به فارسی
-
آیشبندی بوتهای
-
آيشبندي · نظامهای آیش
-
(کشاورزی) آیش کردن · آيش باير · آيش سبز · آیش · آیش دادن · آیشی · ایش · زرد (مایل به قهوه ای) · زمین آیش شده (زمینی که شخم می کنند ولی یکسال نمی کارند تا قوت بگیرد) · کشت نشده
-
آيش باير · آيش سبز · آیش
-
گوزن زرد اروپایی
-
گوزن زرد ایرانی
-
(جانور شناسی) آهوی حنایی (Dama dama - ریزه و بومی اروپا) · آهوی حنایی · آهوی زرد · داما داما · گوزن زرد · گوزن زرد اروپایی
-
آيش باير · آيش سبز · آیش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن