ترجمه "falling" به فارسی

سقوط, Safety and prevent accidents, falls from a height of free fall بهترین ترجمه های "falling" به فارسی هستند.

falling adjective noun verb دستور زبان

Present participle of fall. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سقوط

    noun

    The bigger they are, the harder they fall.

    هر چه بزرگتر باشند، سختتر سقوط می کنند.

  • Safety and prevent accidents, falls from a height of free fall

    adverse event, accidental or intentional

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " falling " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "falling" با ترجمه به فارسی

  • آبشارهای ایگواسو (در جنوب کشور برزیل) (Iguazu یا Iguassu هم می نویسند)
  • (اتفاقا) برخوردن به · (ارث و غیره) بردن · (با : into) بخش شدن به · (با : off) ور آمدن · (باران و برف) آمدن 1 · (جانوران) متولد شدن · (در جای بخصوص) قرار گرفتن 6 · (در جنگ) کشته شدن · (دندان و غیره) افتادن · (زن) خراب شدن 0 · (صدا) کوتاه شدن · (فصل) خزان · (قیمت و حرارت و غیره) کاهش · (مریض یا عاشق و غیره) شدن 5 · (مو و غیره) ریختن 3 · (مکانیک) سرزنجیر · (کشتی رانی) طناب قرقره · (کشتی گیری) خاک کردن حریف · (کشور یا شهر یا دژ و غیره) فتح شدن · آبشار 3 · آهسته شدن 2 · آویختن · آویخته بودن · آویختگی · آویزان بودن · آویزانی 4 · از راه بدر شدگی 8 · اسیر شدن · افت 6 · افت کردن · افتادن 2 · انقراض 7 · بادبیز 0 · بارش 2 · بخش آویخته ی سیم یا زنجیر 4 · برکنار شدن · برگزار شدن 3 · بزیر آمدن · به زمین زدن · بی اختیار گفته شدن 8 · تسخیر · تسخیر شدن · تسلیم هوا و هوس شدن · تقسیم شدن به 0 · تنزل رتبه (یا مقام یا شان و غیره) یافتن · خزان · خوار شدن · رویدادن · ریزش · زایمان 9 · زاییده شدن · زخمی شدن · زمین خوردن · ساقط شدن · سرازیر دار بودن · سرازیری · سقوط · سقوط کردن · شهرت از دست دادن · شیب 5 · شیب پیدا کردن · ضلالت · فتح · فروریختن · متوجه شدن 7 · منقرض شدن · میزان آنچه که افتاده است · نزول · نزول کردن · هر چیز افتاده 9 · هریک از طناب هایی که با آن قایق نجات کشتی را بالا یا پایین می برند 5 · پائئز · پائیز · پاييز · پاییز · پاییزه 1 · پاییزی · پایین رفتن · کاهش یافتن · کم شدن · گرفته شدن 1 · گشایش · گشوده شدن · گمراه شدن · گمراهی
  • شهر ویچتا فالز (در ایالت تگزاس - امریکا)
  • آبشار چرچیل (در غرب ناحیه ی لابرادور در شمال شرقی کانادا)
اضافه کردن

ترجمه های "falling" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه