ترجمه "fanciful" به فارسی

خیالانگیز, خیالی, تصوری بهترین ترجمه های "fanciful" به فارسی هستند.

fanciful adjective دستور زبان

imaginative or fantastic; unreal or imagined [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خیالانگیز

    imaginative or unreal

  • خیالی

    adjective

    I'm a professor, I get paid to have fanciful theories.

    من یک استادم، حقوق می گیرم تا تئوریهای خیالی بپرورانم.

  • تصوری

    adjective

    his impressionon her fancy was not suffered therefore to weaken.

    به خاطر همین، تصوری که کاترین در ذهنش داشت اصلاً رنگ نمیباخت.

  • ترجمه های کمتر

    • خیالباف
    • شگرف
    • طرفه
    • اهل خواب و خیال
    • خیال پرداز
    • شگفت انگیز
    • عجیب و غریب
    • هوس باف
    • پر تخیل
    • پر پندارش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fanciful " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fanciful" با ترجمه به فارسی

  • روسپی · فاحشه · معشوقه
  • خوش و خرم · دارای خیال راحت · فارغ از عشق · فارغ از غم و غصه · فارغ البال · مجرد و بی دغدغه
  • بالماسکه · جامه ی بالماسکه
  • دیوث · عاشق · عاشق پیشه · قرمساق · مردی که زنی خرج او را می دهد (به ویژه : جاکش) · معشوقه · مول · موله · یار
  • (امریکا - خودمانی) آدم پر فیس و افاده · آدم پر تجمل و خودنما و توخالی
  • شوخی ها
  • تخیلی · خیالبافانه
  • آراستن
اضافه کردن

ترجمه های "fanciful" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه