ترجمه "fancied" به فارسی

تخیلی, خیالبافانه بهترین ترجمه های "fancied" به فارسی هستند.

fancied adjective verb

Simple past tense and past participle of fancy. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تخیلی

    I've done with fancies, imaginary terrors and phantoms!

    گم شوید تصورات واهی و ترسهای دروغی و اشباح تخیلی.

  • خیالبافانه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fancied " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fancied" با ترجمه به فارسی

  • روسپی · فاحشه · معشوقه
  • خوش و خرم · دارای خیال راحت · فارغ از عشق · فارغ از غم و غصه · فارغ البال
  • بالماسکه · جامه ی بالماسکه
  • دیوث · عاشق · عاشق پیشه · قرمساق · مردی که زنی خرج او را می دهد (به ویژه : جاکش) · معشوقه · مول · موله · یار
  • (امریکا - خودمانی) آدم پر فیس و افاده · آدم پر تجمل و خودنما و توخالی
  • شوخی ها
  • آراستن
  • اهل خواب و خیال · تصوری · خیال پرداز · خیالانگیز · خیالباف · خیالی · شگرف · شگفت انگیز · طرفه · عجیب و غریب · هوس باف · پر تخیل · پر پندارش
اضافه کردن

ترجمه های "fancied" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه