ترجمه "fancifulness" به فارسی
غرابت, وهم, پیروی ازذوق یاهوس بهترین ترجمه های "fancifulness" به فارسی هستند.
fancifulness
noun
دستور زبان
The quality of being fanciful [..]
-
غرابت
-
وهم
nounHe shook off the fancy and settled to his work.
آن وهم را از خود راند و به کار پرداخت.
-
پیروی ازذوق یاهوس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fancifulness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fancifulness" با ترجمه به فارسی
-
روسپی · فاحشه · معشوقه
-
خوش و خرم · دارای خیال راحت · فارغ از عشق · فارغ از غم و غصه · فارغ البال · مجرد و بی دغدغه
-
بالماسکه · جامه ی بالماسکه
-
دیوث · عاشق · عاشق پیشه · قرمساق · مردی که زنی خرج او را می دهد (به ویژه : جاکش) · معشوقه · مول · موله · یار
-
(امریکا - خودمانی) آدم پر فیس و افاده · آدم پر تجمل و خودنما و توخالی
-
شوخی ها
-
تخیلی · خیالبافانه
-
آراستن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن