ترجمه "fanatically" به فارسی

متعصبانه, ازروی تعصب, شیفته وار بهترین ترجمه های "fanatically" به فارسی هستند.

fanatically adverb دستور زبان

In a fanatical manner; with extreme, irrational zeal or enthusiasm. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • متعصبانه

    These people are simply fanatics behaving fanatically, using religion as a justification.

    این افراد به سادگی ، رفتارِ متعصبانه اَشون رو . بوسیلهء مذهب توجیه می کنند

  • ازروی تعصب

  • شیفته وار

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fanatically " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fanatically" با ترجمه به فارسی

  • تعصب · غیرت
  • آدم افراطی · آدم خرد اندیش · آدم متعصب · آدم کوته فکر · افراطی · تندرو (در امور سیاسی و مذهبی و غیره) · جزمی (fanatical هم می گویند) · روح پلید · زیاده رو · فناتیک · متعصب · کوته فکر
  • شخص متعصب · متعصب
اضافه کردن

ترجمه های "fanatically" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه