ترجمه "fanatic" به فارسی
فناتیک, متعصب, افراطی بهترین ترجمه های "fanatic" به فارسی هستند.
fanatic
adjective
noun
دستور زبان
Fanatical. [..]
-
فناتیک
one who is zealously enthusiastic [..]
-
متعصب
And the fanatic is always concealing a secret doubt.
و متعصب ها هميشه يه شک رو مخفي ميکنن.
-
افراطی
Tom is a fanatic.
تام یک افراطی است.
-
ترجمه های کمتر
- آدم افراطی
- آدم خرد اندیش
- آدم متعصب
- آدم کوته فکر
- تندرو (در امور سیاسی و مذهبی و غیره)
- جزمی (fanatical هم می گویند)
- روح پلید
- زیاده رو
- کوته فکر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fanatic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "fanatic"
عباراتی شبیه به "fanatic" با ترجمه به فارسی
-
تعصب · غیرت
-
شخص متعصب · متعصب
-
ازروی تعصب · شیفته وار · متعصبانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن