ترجمه "fang" به فارسی

نیش, یشک, (در جانوران گوشت خوار) دندان نیش بهترین ترجمه های "fang" به فارسی هستند.

fang verb noun دستور زبان

(rare) to strike or attack with the fangs [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نیش

    noun

    He was wearing an earring with what looked like a fang dangling from it.

    در یکی از گوشهایش گوشوارهای به چشم میخورد که چیزی شبیه به دندآن نیش از آن اویزآن بود.

  • یشک

  • (در جانوران گوشت خوار) دندان نیش

  • ترجمه های کمتر

    • (مار) نیش
    • دندان ناب (جمع : انیاب)
    • نوک تیز و نیش سان هر چیز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fang " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Fang proper noun

(collective) A people of western Africa. [..]

+ اضافه کردن

"Fang" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Fang در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "fang"

عباراتی شبیه به "fang" با ترجمه به فارسی

  • تیزچنگ · دندان دار · نیشدار
اضافه کردن

ترجمه های "fang" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه