ترجمه "fanged" به فارسی

تیزچنگ, نیشدار, دندان دار بهترین ترجمه های "fanged" به فارسی هستند.

fanged adjective verb دستور زبان

Equipped with fangs. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تیزچنگ

  • نیشدار

    Harry could tell she had no objection whatsoever to long hair or earrings with fangs on them.

    معلوم بودکه او از موی بلند و گوشوارهی نیشدار بدش نمیآید.

  • دندان دار

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fanged " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fanged" با ترجمه به فارسی

  • (در جانوران گوشت خوار) دندان نیش · (مار) نیش · دندان ناب (جمع : انیاب) · نوک تیز و نیش سان هر چیز · نیش · یشک
اضافه کردن

ترجمه های "fanged" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه