ترجمه "fanny" به فارسی
اساس, مهبل, پشت بهترین ترجمه های "fanny" به فارسی هستند.
fanny
noun
دستور زبان
(UK, Irish, Australian, New Zealand, vulgar) The female genitalia. [..]
-
اساس
noun -
مهبل
noun -
پشت
noun
-
ترجمه های کمتر
- (بریتانیا - خودمانی) ور رفتن و وقت تلف کردن
- کس
- (امریکا - خودمانی) کپل
- بقچه بندی
- قسمت نهایی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fanny " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Fanny
proper
A diminutive of Frances, also used as a female given name. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Fanny" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Fanny در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "fanny"
عباراتی شبیه به "fanny" با ترجمه به فارسی
-
مخفف : انجمن فدرال رهن ملی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن