ترجمه "fantasied" به فارسی

بوالهوس, متلون, هوس باز بهترین ترجمه های "fantasied" به فارسی هستند.

fantasied adjective verb دستور زبان

Simple past tense and past participle of fantasy. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بوالهوس

  • متلون

  • هوس باز

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fantasied " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fantasied" با ترجمه به فارسی

  • خیالپردازی شهوانی
  • خیالپردازی علمی
  • اهنگ خیالی
  • خیالپردازی حماسی
  • (ادبیات) اثری که شخصیت ها و وقایع آن عجیب و غریب و بسیار غیرواقعی باشد و مثلا با اژدها و غول سروکار داشته باشد · (روانشناسی) خیال پردازی · (موسیقی) فانتزی · آهنگ خيالی · تخیل (به ویژه اگر عجیب و غریب و هوس بافانه باشد) · تصور · تصویر ذهنی عجیب و غریب · تمایل · خواب و خیال · خواسته ی عجیب و غریب و زودگذر · خیال · خیالپردازی · خیالی · شبح · فانتزی · فانتسم · نارام پنداری · نارام پنداشت · هوس · وهم · وهم و خیال · ویر
  • فیلم فانتزی
  • خیالپردازی تیرهوتار
  • خیالپردازی معاصر
اضافه کردن

ترجمه های "fantasied" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه