ترجمه "fantasy" به فارسی
فانتزی, خیالپردازی, هوس بهترین ترجمه های "fantasy" به فارسی هستند.
fantasy
verb
noun
دستور زبان
That which comes from one's imagination [..]
-
فانتزی
nounliterary genre [..]
Oh, it's more personal fantasy than joke, i guess.
فکرکنم بیشتر یه فانتزی شخصی باشه تا جوک.
-
خیالپردازی
genre of fiction
Or was his idea of her a figment of his own fantasies?
آیا تصوری که از مگی داشت خیالپردازی نبود؟
-
هوس
nounHiring an archaically superficial reflection of the male fantasy?
با استخدام نتيجه ي يه هوس مردونه ؟
-
ترجمه های کمتر
- آهنگ خيالی
- خیال
- خیالی
- وهم
- تصور
- فانتسم
- ویر
- شبح
- تمایل
- (ادبیات) اثری که شخصیت ها و وقایع آن عجیب و غریب و بسیار غیرواقعی باشد و مثلا با اژدها و غول سروکار داشته باشد
- (روانشناسی) خیال پردازی
- (موسیقی) فانتزی
- تخیل (به ویژه اگر عجیب و غریب و هوس بافانه باشد)
- تصویر ذهنی عجیب و غریب
- خواب و خیال
- خواسته ی عجیب و غریب و زودگذر
- نارام پنداری
- نارام پنداشت
- وهم و خیال
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fantasy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fantasy" با ترجمه به فارسی
-
بوالهوس · متلون · هوس باز
-
خیالپردازی شهوانی
-
خیالپردازی علمی
-
اهنگ خیالی
-
خیالپردازی حماسی
-
فیلم فانتزی
-
خیالپردازی تیرهوتار
-
خیالپردازی معاصر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن