ترجمه "faraway" به فارسی
دورافتاده, (نگاه و غیره) خواب آلود, حاکی از خواب و خیال بهترین ترجمه های "faraway" به فارسی هستند.
faraway
adjective
دستور زبان
distant [..]
-
دورافتاده
adjectiveto a faraway place
به یک مکان دورافتاده داشته باشم
-
(نگاه و غیره) خواب آلود
-
حاکی از خواب و خیال
-
ترجمه های کمتر
- خیلی دور
- دور (از نظر زمان یا مکان یا درجه)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " faraway " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Faraway
Faraway, So Close!
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Faraway" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Faraway در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن