ترجمه "farcing" به فارسی
قیمه ترجمه "farcing" به فارسی است.
farcing
noun
دستور زبان
stuffing; forcemeat
-
قیمه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " farcing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "farcing" با ترجمه به فارسی
-
لودگی
-
(در اصل) آنچه در داخل شکم مرغ و غیره می گذارند و می پزند · ادا درآوردن · ادا و اطوار · دلقک بازی · شادمایش · شوخی عوامانه · شوخی یا لودگی افزودن (به متن نمایش) · لودگی · نمایش خنده آور (به ویژه دارای صحنه های اغراق آمیز و باورنکردنی) · کمدی روحوضی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن