ترجمه "fard" به فارسی

سرخاب, غازه, سرخاب زدن بهترین ترجمه های "fard" به فارسی هستند.

fard verb noun دستور زبان

Colour or paint used on the face; makeup, war-paint. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرخاب

  • غازه

  • سرخاب زدن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fard " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "fard" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه