ترجمه "farmable" به فارسی
زراعت کردنی, قابل اجاره, قابل کشتکاری بهترین ترجمه های "farmable" به فارسی هستند.
farmable
adjective
دستور زبان
(of land) Suitable for farming. [..]
-
زراعت کردنی
-
قابل اجاره
-
قابل کشتکاری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " farmable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن