ترجمه "farmer" به فارسی

کشاورز, دهقان, برزگر بهترین ترجمه های "farmer" به فارسی هستند.

farmer noun دستور زبان

Agent noun of farm; someone or something that farms. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کشاورز

    noun

    person who works the land and/or who keeps livestock [..]

    One farmer owns most of this land, and he's opposed to over development.

    صاحب بیشتر این زمینها یک کشاورز است که از ازدحام و توسعه بیشتر اینجا خوشش نمیآید.

  • دهقان

    noun proper

    person who works the land and/or who keeps livestock [..]

    And a farmer has to work himself to the bone.

    یك دهقان باید پوستش سر مزرعه كنده بشود.

  • برزگر

    noun

    It was just supper time, and the farmer was washing his hands at the kitchen door.

    درست موقع شام بود و برزگر داشت دستش را در کنار در آشپزخانه میشست.

  • ترجمه های کمتر

    • زارع
    • مستاجر
    • کشتکار
    • اجاره نشین
    • عامل
    • امتیازدار
    • پروردگر
    • کدیور
    • کشتگر
    • پیمانکار
    • فلاح
    • دام پرور
    • دهگان (دهقان)
    • راد هعرزم
    • سرپرست خانه
    • مقاطعه کار (به ویژه کسی که جمع آوری مالیات محل یا درآمد کسب و یا انجام کار سودآوری را در مقابل پرداخت وجه به عهده می گیرد)
    • پرورش دهنده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " farmer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Farmer proper noun دستور زبان

(NATO code name) the Soviet MiG 19 aircraft. [..]

+ اضافه کردن

"Farmer" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Farmer در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "farmer"

عباراتی شبیه به "farmer" با ترجمه به فارسی

  • اختلالات شغلي · بيماريهاي شغلي · حوادث شغلي · ريه كشاورزان · فاكتورهاي تنش وابسته به كار · مخاطرات بهداشتي شغلي · مخاطرات شغلی
  • مرد پولداری که برای سرگرمی به کشاورزی می پردازد · کشاورز اعیان
  • رگید زرواشک زا ار نیمز هک یصخش( یتکراشم یزرواشک هب تباث هراجا کی طقف و دراکیم لوصحم و هدرک هراجا).دهدیمراد نیمز
  • انجمنهای کشاورزان
  • کشاورز مستاجر · کشاورزی که زمین کرایه می کند
  • تقویم سالیانه · تقویم نجومی
  • مشاركت كشاورز
  • درآمد كشاورز · درآمد كشاورزي · درآمد مزرعه
اضافه کردن

ترجمه های "farmer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه