ترجمه "fatal" به فارسی
کشنده, مرگبار, مهلک بهترین ترجمه های "fatal" به فارسی هستند.
fatal
adjective
noun
دستور زبان
Proceeding from, or appointed by, fate or destiny. [..]
-
کشنده
Just a little fatal to a vampire werewolf bite.
فقط يه گاز کوچولوي کشنده براي خون آشام ها.
-
مرگبار
adjectiveThe last thing he needed was another near fatal accident
تنها چیزی که کم داشت یک حادثه مرگبار دیگر بود.
-
مهلک
adjectiveEither of these can sabotage your success but both of them, in combination, can be fatal.
این دو بیماری میتوانند مانع از موفقیتهای شما شوند، و اگر با هم ترکیب شوند، مهلک میشوند.
-
ترجمه های کمتر
- مقدر
- وخیم
- ویرانگر
- خطیر
- سرنوشتی
- بوشی
- دژرخداد
- تقدیری
- زیانبار
- جانگداز
- مخرب
- مهم
- (در اصل) تقدیر شده
- آینده نما
- تعیین شده از پیش
- جان گیر
- سرنوشت ساز
- سرنوشت شده
- فاجعه آمیز
- مصیبت بار
- وابسته به سرنوشت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fatal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Fatal
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Fatal" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Fatal در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "fatal" با ترجمه به فارسی
-
(فرانسه - زن زیبایی که مردان را به بیچارگی می کشاند) زن افسونگر · زن افسونگر · ساحره · شهرآشوب
-
تلفات
-
بشریت · مرگ ومیر
-
بدفرجامی · بدیمن بودن · بوش · تقدیر · تلف شدگی (تلفات) · سرنوشت · سرنوشت بد · شومی · قسمت · قضا و قدر · مرگ · مرگ (در اثر جنگ یا فاجعه) · مرگ آفرینی · مرگ و میر · مرگباری · مرگی · مقدر شده · مهلک بودن · موت · میر · هلاکت · کشته · کشندگی
-
اعتقاد به سرنوشت · اعتقاد به قضا و قدر · تسلیم شدن به قضا و قدر · تقدیرگرایی · جبریگری · سرنوشت باوری · سرنوشت پذیری · سرنوشت گرایی · قبول مقدرات
-
تخم مرغهای شوم
-
اجتناب ناپذیر(انه) · به طور مهلک · به طور کشنده · جانگیرانه · مرگبارانه · مقدر
-
اجتناب ناپذیر(انه) · به طور مهلک · به طور کشنده · جانگیرانه · مرگبارانه · مقدر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن