ترجمه "fattening" به فارسی

پرواربندی, پرواربندي دام بهترین ترجمه های "fattening" به فارسی هستند.

fattening adjective noun verb دستور زبان

That which causes weight gain; usually high calorie food with relatively little nutritive value. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پرواربندی

    of fattening the hogs and breeding the cow

    از پرواربندی خوکها و پرورش و نگهداری گاو سخن میگفت،

  • پرواربندي دام

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fattening " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fattening" با ترجمه به فارسی

  • فربه کردن · چاق کردن
  • (زمین را) بار آور کردن · تقویت کردن یا شدن · توانمند کردن · حاصلخیز کردن · غنی کردن یا شدن · فربه کردن · فربه کردن یا شدن · پروار کردن یا شدن · چاق کردن · چاق کردن یا شدن · گوشت آوردن
  • ارزش تغذيهاي · ارزش خوراکی · ارزش رژيمي · ارزش غذایی · ارزش پرواري · ارزيابي تغذيهاي خوراكها · ارزيابي تغذيهاي غذاها · ضريب تبديل غذا · معيار ارزش غذايي · نسبت پروتئين-انرژي
  • جيرههاي آغازگر · جيرههاي روزانه · جيرههاي نگهدارنده · جيرههاي پايه · جیرههای زادآوری · جیرههای غذایی · جیرههای پرواری
  • فربه کردن · چاق کردن
اضافه کردن

ترجمه های "fattening" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه